معين الدين محمد زمچى اسفزارى
248
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )
و فرزندان اين حزور در ديهى نزديك هرات ساكن مىبودند و مفاخرت ميكردند بدين كه اول كسى كه در هرات بانگ نماز گفت و نماز كرد جد ايشان بوده « 1 » . و چنين روايت كرد قاضى « 2 » محمد بن عبد إله بن يوسف الجرجانى باسناد خود كه عبد إله عامر بقهستان آمد و آن را « 3 » بجنگ فتح كرد و باهل هرات نوشت و ايشانرا بدين اسلام خواند و خراج خواست ايشان نوشتند كه هرگاه كه نشابور گشاده شود ما فرمانبر داريم « 4 » عبد إله بنشابور رفت و آنزمان طوس و نسا و ابيورد از جمله نشابور بود . پس شهر نشابور را حصار گرفتند عبد إله فرود آمد و منجنيق سازد ادو تا يك ماه جنگها بسيار رفت تا زمستان درآمد از آنجا بيكى از روستاها كه اسفند « 5 » ميگفتند نزول كرد و آنشى برق و باران عظيم بود با قوم خود مشورت كرده بر آن اتفاق افتاد كه چهار هزار مرد با عبد إله حازم بفرستاد تا اطراف شهر را نگاه داشته « 6 » كه كسى بيرون و درون نرود « 7 » عبد إله عامر خود با لشگر انبوه از عقب برفت و حق تعالى نصرت كرد و فتح كرامت فرمود . و كناز كه دهقان و پيشواى نشابور بود بيامد و هفتصد هزار درم « 8 »
--> ( 1 ) - شرح اين وقايع و متن عهدنامه در كتاب « فتوح البلدان » - احمد بن يحيى بن جابر البلاذرى ص 407 ليدن مذكور است ( 2 ) - س . مد : روايت كرد قاضى محمد . مج : روايت كرد كه قاضى محمد . ( 3 ) - مج . س : و آن را بجنگ . مد : و او را بجنگ . ( 4 ) - مج . س : شود ما فرمانبرداريم . مد : شود فرمانبرداريم . ( 5 ) - اين دهكده را ياقوت « اسفنج » ضبط كرده گويد . « اسفنج بالكسر ثم السكون و فتح الفاء و سكون النون و جيم قرية من كورة ارغينان من نواحى نيسابور » ( معجم البلدان - ياقوت - ج - 1 - ص 249 ) . ( 6 ) - مج . س : شهر را نگاه . مد : شهر نگاه . مك : ندارد . ( 7 ) - مج . س : نرود . مد : رود . ( 8 ) - مج : هفتصد هزار درم با بسيار ديگر نقود . س . مد : هفتصد هزار مرد يا بسيارى از نقود .